رنگ زدن سینمای بالیوود قاچاقچی بالیوود

رنگ زدن: سینمای بالیوود قاچاقچی بالیوود سینمایی شاهرخ خان اخبار فرهنگی و هنری

گت بلاگز اخبار سیاست خارجی مانند یک «رئالیست» به دنیا و اتفاقات آن بنگرید ، یک نفر به ترامپ و بو

استفان والت نظریه پرداز روابط بین الملل و استاد دانشگاه هاروارد نوشت: رئالیسم یکی از رویکردهای معاصر آمریکا در حوزه سیاست خارجی هست. رئالیسم در نظر زیاد به عنوا

مانند یک «رئالیست» به دنیا و اتفاقات آن بنگرید ، یک نفر به ترامپ و بو

یک نفر به ترامپ و بولتون منطق پشت تصمیمات کشور عزیزمان ایران را توضیح دهد / مانند یک «رئالیست» به دنیا و اتفاقات آن بنگرید

عبارات مهم : اروپا

استفان والت نظریه پرداز روابط بین الملل و استاد دانشگاه هاروارد نوشت: رئالیسم یکی از رویکردهای معاصر آمریکا در حوزه سیاست خارجی هست. رئالیسم در نظر زیاد به عنوان یک تئوری در رشته روابط بین الملل مطرح است و همچنین در عرصه عمل، مقامات سیاست خارجی امریکا بر کارها خود منطبق با این رویکرد تاکید می کنند. ولی زیاد سیاست های آمریکا خارج از رویکرد رئالیسم بوده هست. جز تعداد محدودی از رئالیست های اصیل، بقیه آن ها در ساختار سیاسی آمریکا حضور ندارند.

به گزارش گزینش ؛ در ادامه این مقاله آمده است: جمهوری خواهان و دموکرات ها در اتخاذ سیاست خارجی خود بر رویکرد ایده آلیسم لیبرال تاکید می کنند و آن ها به جای این که امنیت را در عرصه سیاست جهانی کمیاب بدانند بر تقسیم دنیا به متحدان مقدس( خیر) و دشمن های شرور ( شر) اصرار می ورزد.

نویسنده اعتقاد است که کارها ترامپ در عرصه سیاست خارجی مغایر با رویکرد رئالیست هست. رئالیست ها علاوه بر عوامل خارجی مانند موازنه قدرت و جغرافیا بر نقش رهبران فردی هم تاکید می کنند. ولی کارها پرزیدنت ترامپ یادآور دلواپس کننده ای است که می تواند به نقش رهبران فردی در تصمیم گیری سیاست خارجی آسیب بزند. به طور خاص زمانی که وی بر این تاکید دارد که خود تنها کسی است که اهمیت دارد. بنابراین مورد نیاز است اجازه دهید تا رئالیسم را به طور مختصر تبیین کنم.

مانند یک «رئالیست» به دنیا و اتفاقات آن بنگرید ، یک نفر به ترامپ و بو

رئالیسم دارای سابقه تاریخی و انواع گوناگونی است که هسته و محور مهم این رویکرد بر یک سری مفروضات و ایده هایی استوار هست. رئالیسم درصدد است تا سیاست جهانی را آنطور که است تبیین کند نه آنطور که باید باشد. محور مهم تاکید واقع گرایان، قدرت است اگر چه عوامل دیگر نقش هایی را ایفا می کنند ولی کلید درک و فهم سیاست این است که چه کسی صاحب قدرت هست. از منظر رئالیست ها، دولت ها بازیگران مهم نظام بین المل هستند و هیچ اقتدار مرکزی در نظام بین الملل وجود ندارد که بتواند ازدولت ها محافظت کند. بنابراین هر کشوری باید جهت تامین بقایش به امکانات خودش تکیه کند. امنیت حتی جهت دولت های قدرتمند یک نگرانی همیشگی هست. همکاری با دیگران جهت تامین بقا مهم است ولی همواره شکننده می باشد.

رئالیست ها بر این تاکید دارند که دولت ها نسبت به تهدیدات در درجه اول از طریق استراتژی احاله مسئولیت ( و درصورت ناموفق بودن) به استراتژی موازنه بخشی روی می آورند. موازنه قوا یا از طریق اتحاد به کشورهای دیگر یا با تاکید بر توانمندهای داخلی شکل می گیرد. رئالیسم تنها رویکرد به پرسشها بین الملل نیست بلکه تعدادی چشم انداز و تئوری های بدیل می توانند به فهم ما در جنبه های متفاوت دنیا مدرن کمک کنند. اگر به صورت رئالیستی به پرسشها نگاه کنیم حداقل بسیاری از جنبه های گیج کننده سیاست جهانی جهت ما قابل درک می شود.

استفان والت نظریه پرداز روابط بین الملل و استاد دانشگاه هاروارد نوشت: رئالیسم یکی از رویکردهای معاصر آمریکا در حوزه سیاست خارجی هست. رئالیسم در نظر زیاد به عنوا

برای نمونه؛ اگر شما همانند رئالیست ها فکر کنید شما ظهور چین به عنوان یک مسئله حیاتی را درک می کنید و احتمالا یکی از منابع تعارض و کشمکش با آمریکا و سایر کشورها خواهد بود. در یک نظامی که دولت ها خود باید از خودشان محافظت کنند ( خودیاری) ، دو کشور قدرتمند نظام بین الملل واکنش‌ها محتاطانه ای نسبت به یکدیگر اتخاذ کرده اند و جهت جلوگیری از سقوط یا اسیب پذیری با یکدیگر مسابقه می کنند. اگر چه شکل گیری جنگ غیرمحتمل است ولی مسابقه امنیتی شدیدی بین آن ها وجود دارد. با این رویکرد می توان درک کرد که آیا دولت چین دیگر متعهد به سیاست « پیشرفت صلح آمیز» شیائوپنگ نیست. این رویکرد تنها در زمانی که چین ضعیف بود اجرا شد و آن ها بسیاری از غربی ها را فریب دادن که چین می تواند به عنوان یک ذی نفع مسئولیت پذیر عمل کند ولی رئالیست ها بر این تاکید دارند که چین قدرتمند فعلی در نهایت خواهان عوض کردن ساختارهایی است که به ضرر منافع ملی این کشور می باشد. به همین علت آن ها کارها زیادی را در سالهای اخیر انجام داده اند. در نتیجه اگر شما می خواهید روابط بین دو کشور را درک کنید ضرورت دارد که همانند یک رئالیست تفکرکنید.

اگر شما همانند یک رئالیست فکر کنید ، این که آمریکا در طی 25 سال گذشته به طور خاص بعد از اتفاق یازده سپتامبر بارها از نیروی نظامی خود در سرزمین های دور دست استفاده کرده است منطقی و قابل قبول است چرا؟ جهت یک علت ساده: هیچ کسی نمی تواند جلوی آن را بگیرد. آمریکایی ها بر نقش و مسئولیت جهانی خود تاکید می کنند و به همین علت در سرتاسر دنیا مداخله کنند. موقعیت و جایگاه برتر آمریکا این جاه طلبی های خودسرانه آمریکا را ممکن می سازد.

اگر شما همانند یک رئالیست فکر کنید بحران اوکراین متفاوت تر از آن چیزی است که به وسیله کشورهای غربی مطرح می شود. کشورهای غربی معمولا پوتین را به خاطر اقداماتش مورد سرزنش قرار می دهند.اما رئالیست ها بر این تاکید دارند که قدرت های بزرگ به مرزهای خود حساس هستند و اگر قدرت های بزرگ دیگر خواهان تجاوز به منطقه دیگر باشد به دفاع از خود می پردازند. در مورد اوکراین، آمریکا و همپیمانان اروپایی اش به گسترش ناتو در شرق اروپا اقدام کرده اند در حالی که هشدار های مکرر مسکو را نادیده گرفته اند. در سال 2013م. آمریکا و اتحادیه اروپا در یک همکاری یکسان تلاش کردند تا اوکراین را از محور مسکو خارج کنند و به همین علت در فرایند سیاسی داخلی این کشور مداخله آشکار داشتند. از انجایی که دولت اوباما بر اساس رویکرد رئالیست عمل نمی کرد با تصرف کریمه به وسیله پوتین با غافلگیری روبرو شد. اگر چه تصویر العمل پوتین قانونی و مشروع نبود ولی این مناسبت اروپایی ها را به وحشت انداخت و ناتو بر طبق رویکرد رئالیستی استحکامات خود را در اروپای شرقی تقویت کرد.

مانند یک «رئالیست» به دنیا و اتفاقات آن بنگرید ، یک نفر به ترامپ و بو

تفکر رئالیستی می تواند به شما یاری کند که آیا امروز اتحادیه اروپا با مشکلاتی روبرو شده است هست. اتحادیه اروپا برنامه ای جهت فراتر رفتن از ناسیونالیسم و منافع ملی دولت ها و تبدیل شدن به یک نهاد فراملی گسترده بود. معماران این شرکت امیدوار بودند که هویت ها و منافع ملی که کشورهای اروپایی را از هم جدا کرده بود را محو کنند و یک هویت پان اروپایی وسیع تر را جایگزین آن کنند. وحدت اروپا از طریق جنگ سرد به علت تهدیدات شوروی تسهیل شد ولی با پابان جنگ سرد بار دیگر همراه با وقوع بحران یورو ناسیونالیسم در اروپا برجسته شد.علی رغم تلاش های انجام شده است به وسیله رهبران اروپایی و مقامات اتحادیه اروپا؛ اکنون تمایلات گریز از مرکز به عنوان نمونه تصمیم برکزیت، انتخابات اخیر ایتالیا و طغیان مجدد ناسیونالیسم در لهستان و مجارستان گسترش پیدا کرده هست. کسانی که خواهان یکپارچگی اروپا بودند اکنون با شکست روبرو شده است اند.

اگر شما همانند رئالیست ها فکر کنید حمایت کشور عزیزمان ایران و سوریه از شورشیان ضد آمریکایی در عراق پسا صدام در سال 2003 منطقی و عقلانی بوده هست. تصویر العمل آن ها ناشی از سرنگونی صدام حسین بر پایه موازنه قدرت کلاسیک بوده است لیکن که دولت بوش به صورت علنی دو کشور کشور عزیزمان ایران و سوریه را درصدر محور شرارت و نشانه بعدی آمریکا قرار داده بود. بنابراین این مسئله باعث شد که دمشق و پایتخت کشور عزیزمان ایران اقداماتی را اتخاذ کنند تا آمریکا را در عراق زمین گیر کنند.

استفان والت نظریه پرداز روابط بین الملل و استاد دانشگاه هاروارد نوشت: رئالیسم یکی از رویکردهای معاصر آمریکا در حوزه سیاست خارجی هست. رئالیسم در نظر زیاد به عنوا

اگر شما همانند رئالیست ها فکر کنید خیلی واضح است که آیا دولت هایی مانند کره شمالی و کشور عزیزمان ایران خواهان دستیابی به بازدارندگی هسته ای هستند. آن ها عمیقا در تضاد با قدرتمندترین کشور دنیا قرار دارند و مقامات آمریکایی به صورت مکرر تنها راه حل این بحران را سرنگونی حکومت می دانند. هردولتی که با این ترساندن روبرو باشد باید از خودش محافظت کند. سلاح هسته ای اگر چه گزینه خوبی جهت باج گیری یا فتوحات نیست ولی ابزار موثر و کارامدی جهت بازدارندگی در برابر دولت های قدرتمندی است که درصدد هستند تا از طریق نیروی نظامی زمینه سرنگونی این حکومت ها را فراهم کنند. با در نظرگرفتن این که دولت آمریکا از موقعیت جغرافیایی مطلوب و برتری در جنگ های متعارف برخوردار است ولی آن ها جهت تامین امنیت خود هزاران سلاح اتمی دارند. اگر رهبران آمریکا به این شکل فکر می کنند هیچ شکی نیست که قدرت های ضعیف تر هم جهت تامین امنیت خود به سمت ساخت سلاح هسته ای حرکت کنند. آیا تعجب آور نیست که دولت های ضعیف تر خود را به کسانی تسلیم کنند که به وعده خود در تضمین امنیت آن ها پای بند نیستند؟ کسی باید باشد که این منطق را به جان بولتون توضیح دهد. تفکر رئالیستی به شما کمک می کند تا بهتر درک کنید که آیا دولت هایی که دارای نظام سیاسی کاملا متفاوتی هستند در عرصه بین الملل واکنش‌ها مشابه ای دارند. جهت نمونه آمریکا و شوروی با وجود تفاوت در نظام سیاسی داخلی، در دوران جنگ سرد با ایجاد شبکه ای از اتحادهای گسترده درصدد سرنگونی دولت هایی بودند که مطابق میل آن ها نبود. آنها با مداخله در سرزمین های دور دست درصدد ترویج ایدئولوژی خود بودند. چرا؟ لیکن در نظام آنارشیک دولت ها دارای گزینه های محدودی هستند و بنابراین آن ها جهت این که عقب نمانند با یکدیگر مسابقه می کنند.

اگر شما مانند یک رئالیست فکر کنید احتمالا نسبت به این طرح های جاه طلبانه ایده آلیست ها در مورد آخر جنگ ، بی عدالتی ها و نابرابری ها و چیزهای بد دیگر شک می کنید. اگر چه تلاش جهت ایجاد یک دنیای امن و آرام قابل تحسین است ولی واقع گرایی بر این تاکید می کند که تلاش های جاه طلبانه جهت بازسازی سیاست جهانی دارای پیامدهای ناخواسته ای است که به ندرت منطبق با وعده هایی است که ارائه می گردد. در نتیجه اگر رئالیستی فکرکنید احتمال بیشتری وجود دارد که دولت ها با درجه ای از احتیاط واکنش‌ها کنند و همچنین احتمال کمتری است که مخالفان را صرفا بد ببیند و علاوه بر این احتمال کمتری است که جنگ های صلیبی شروع شوند. در واقع اگر همه مانند واقع گرایان فکر کنند چشم انداز ایجاد صلح زیاد کردن خواهد یافت.

مانند یک «رئالیست» به دنیا و اتفاقات آن بنگرید ، یک نفر به ترامپ و بو

واژه های کلیدی: اروپا | خارجی | سیاست | آمریکا | آمریکایی | بین الملل | اتحادیه اروپا | مقامات آمریکا

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs